![]() |
Next Generation® Design Competition
What's Your Solution?
Win $10,000 for your design idea! The 2008 Next Generation® Competition is seeking bright ideas that focus on Water. Now in its fifth year, the Next Generation® Design competition recognizes design innovation on all scales —from products and interiors to landscapes, buildings, and everything in between. The competition is open to young designers in practice 10 years or less and, whether on your own or in teams, we invite you to submit your smart ideas. The winner will receive the $10,000 seed money to help realize his or her idea, and will be featured in Metropolis magazine.

خانواده لوید رایت (1889)
فرانک ایستاده در کنار در ورودی (متولد 1867)- پایین سمت راست پدر - در میان درگاه مادر بزرگ - در وسط عکس مادر فرانک لوید رایت .
فرانک لوید رایت محافظه کار یا نابغه؟
بی تردید فرانک لوید رایت از میان تمام معمارانی که کارشان را قرن نوزدهم آغاز شد دور اندیش تر بود وی نابغه ای بود که چشمه فیاض قریحه اش هرگز به خشکی نگرایید واستعدادش به وصف نمی آید کار وی از اعصار مختلف به خصوص از معماری دیرین خاور دور متاثر بود اما نه به شیوه دیگر معماران قرن نوزدهم که تقلید را بهانه عدم ابتکار کرده بودند بلکه مانند ماتیس نقاش فرانسوی که از هنر و زندگی ایرانی الهام گرفت و این الهام با درک و تاثیر عمیق بود .با اینهمه کار رایت بیشتر از کار هر معمار امریکایی دیگر روحیه سرزمین خود را داشت .فهمیدن کارهای رایت محتاج مطالعه دقیق وعمیق است ودرک شخصیت قوی وی که در هر نکته ای از کارهایش تجلی داشت به آسانی ممکن نیست اثارت قرن نوزدهم هنوز در رایت باقی بود اما وی به تنهایی بی آنکه نقاشان و مجسمه سازان معاصر وی اورا یاری کنند تصوری نو در معماری آفرید.

به سال 1887 هنگامی که راست در شیکاگو آغاز به کار کرد این شهر سرچشمه معماری جدید بود وی در کارگاه دونفر از معماران و مهندسان آن زمان "لوئی سالیوان "و " دنکلمار ادلر" که اولی را استاد محبوب و دومی را کهن سرور بزرگ می نامید در زمانی که این دو در کمال قدرت خلاقه ساختمان (ادیتوریم ) را می ساختند شاگردی می کرد .به این تریسب مکتب شیکاگو در شکفته ترین ایام خود بر جوان وی تاثیر گذاشت با این همه رایت مستقیما دنبال کارهای این مکتب را نگرفت استفاده از امکاات ساختمانی جدید و مصالح تازه به عرصه معماری رایت –خانه یازی – سالها بعد وارد شد . از این رو می توان گفت که وی محافظه کار بود و و بیشتر ئنباله روی راهی بود که ریچاردسن رفتهبود تا سالیوان تازه در دهمه سوم قرن بیستم که بتن مسلح به طور کامل در اروپا رواج یافته بود وی – چنانچه که خودگفته است –برای نخستین بار این ماده را در یکی از خانه هایی کهساخت به کار برد دلیل این مطلب عدم کفایت رایت نبود بلکه تمایل و اراده شخصی وی بود .

اولگنا لوید رایت (همسر فرانک لوید رایت)
آن دسته از معماران اروپایی که رهبری نهضت نو را در آن قاره به عهده داشتند به سرعت معنای کارهای رایت را یافتند به سال 1908 " کونو فرانکه " استادی آلمانی که جز برنامه مبادلات فرهنگی دو کشور آلمان و آمریکا در دانشگاه هاروارد زیبایی شناسی تدریس میکرد رایت را ملاقات کرد و نتیجه این دیدار کتاب قطوری در باره رایت به زبان آلمانی شد . که به سال 1910 در آلمان منتشر شد کتاب کوچکتر دیگری از همین نویسنده به سال چاپ شد که 1 تعداد فراوانی از این کتاب به فروش رسید و این دو کتاب مقدمه آشنایی اروپائیان با کار رایت شد بی مناسبت نیسا که یاد آور شویم که کتاب نخستین به دلیل جامع بودن خود تاکنون بی نظیر مانده است .
دلیل انکه رایت بیشتر از معماران هم دوره خود بود چیست ؟ چرا ساختمانهای وی حتی آنهایی که در دم واپسین ساخت بر معماری تاثیر فوق العاده دارند پاسخ این دو سوال چندان مشکل نیست در ستیز با کهنه پرستی مشکل رایت در مقایسه با مشکلات دگر معمارن اروپایی کمتر بود وی در ناحیه غرب مرکزی آمریکا زاده شد و وی در سایه حمایت شهری چون شیکاگو که مرکز رفیع ترین کارهای آن زمان بود.
از آعاز توجه رایت معطوف مسئله ای شد که سراسر عمر مورد توجه وی بود ساختن خانه بعنوان ماوایی برای زندگی .سنت عمومی امریکاییان در این مورد متالهایی که " سالون " بوجود آورده بود و روح هنرمندانه ای ریچاردسن به خانه سازی داده بود در اختیار رایت قرار گرفت اما راز کار وی در این است که در سنت خانه سازی امریکاییان عواملی را که برای اساس معماری آینده اهمیت داشت باز شناخت و نسبت به این عوامل اساسی بی تفاوت نماند بلکه به قدرت نبوغ خویش بر انها عوامل تازه تر افزود و انچه را که به وی رسیده بود وی پیشتر برد .
هر چهل سال یکبار یا چیزی در این حدود معماران مدرن خود را با مفاهیم وسبک های زیست محیطی در گیر میکنند رایت تلاش فراوانی در این زمینه کرد تا جایی که دریک سخنرانی پنجاه و دو تعریف از معماری ارگانیک ارائه نمود آن را با تعابیری نظیر پلان آزاد – فضای ازاد – آزادی از قید و بندها – و در لحظات احساسی خود عشق ازاد معرفی میکرد معماری ارگانیک خردگرا در قرن نوزدهم در میان مهندسان ومعماران آرت نو مبلغان و طرفدارانی داشت در قرن بیستم توسط معمارانی نظیر هوگو- هرینگ آلمانی در لبه مدرنیسم جای گرفت ولی هرگز تنوانست در سنت مدرن نفوذ کند به طوری که حتی انسان گرایانی چون آلوار آلتو سیستم ابراز گرایانه خود را تنها به عنوان عنصر کوچکی در زیبایی کلی کارهایشان حفظ نمود . قوس ها فرم ها و موج های طبیعی به زیر سیگاری ها دستگیرههای در و در بعضی از مواقع فرم های اکوستیکی که از لحاظ منطقی و اقتصادی قابل توجیه باشند محدود بود به طور کلی ذهنیت غالب یک ذهنیت جبرگرایانه بود .
بنام خدا
بعد از تغییراتی که در این مدت در سیما و ظاهر معماری وشهرسازی ملاحظه فرمودید امروز فکر کنم پایان این تغییرات مداوم باشد البته اصلا این حرفم به معنای ایستادن در نقطه آخر نیست بلکه ایستادن در نقطه ابتدایی راهی تازه است اما این تغییرات از کجا شروع شده ؟ تغییرات در معماری وشهرسازی که خوشحالم امروز رسانه است پویا و زنده . هیچ وقت تغییرات از جانب من نبوده و بلکه این مخاطبان ارجمند ما بوده اند که مارا به سمت تغییراتی در سیما و حتی نوع نوشتار راهنمایی میکنند و از تمام دوستانی که ما را زیر نظر دارند و یا حتی تماس تلفنی میگیرند ممنونم و باید گفت راز زندگی معماری و شهرساری نیروی محرکه عظیمی به نام مخاطبانش است . که اگر روزی نباشد این رسانه مانند رسانه های خودکامه اصلا توان ادامه بقا را نخواهد داشت .آن روز. روز پایان محمد حامد است و بدانید خودم شخصا می آیم در صحنه و پایان کار را اعلام میکنم .
تا انجایی که می توانستم تغییراتی در سیما معماری وشهر سازی به وجو آوردم تا ما هم به سیلان جریان فناوری اطلاعات تن در هیم این سیلان سیلانی است که دیر یا زود ما باید به آن در زمینه فرهنگ هنر سیاسیت اقتصاد جامعه به آن تن درهیم البته شاید سیمای ما به ظاهر عوض شده باشد و رنگ این جریان را به خود گرفته باشد اما اصلا به معنای فراموشی ریشه هایمان نیست . البته که سر فرو بردن در برف دیروز راهی چندان استوار و مطمئن و درخشان نیست . اما به هر حال سعی میکنیم که متعادل باشیم .
اما تغییر دومی که در معماری و شهرسای به وجود آورده ایم ستون حمایت است
که در این ستون را ما عینا و با اجازه رسمی از دوستان دوست داشتنی و پر انرزیمان در فضای رویداد فعالیت میکنند و ان شاالله که خدا سایشان را مستدام بدارد که الحق جزو مهره های با ارزش دنیایی مجازی معماری ایران هستند), اضافه شده تا با این حرکت که من از آن تعبیری به برون گرایی که تا قبل از آنها وجود نداشت و به تحولات این جامعه که به هیچ وجه از هم جدا نیست و کلی است یکپارچه هماهنگ و به هم پیوسته داشته اند باید حمایت می شدند ما اینگونه از آنها حمایت کردیم البته هر چند که من در زمره ناراضیان این جامعه مجازی هستم . و امروز فضای رویدادی ها بنیانهای تازه این جامعه را در رسانه شان به چالش کشیده اند البته هر چند که با اصطلاح هایپر کیوب و اصولا شکل و شمایل قائل شدن برای دنیایی که به ظاهر با چند کلیلک ساده آدمها را به هم وصل میکند ولی در عمق و باطن دنیایی بسیار غامض شگرف و عجیب است و پر است از اعداد و معدلات ریاضی اصولا شکل قائل شدن برای 1 همچین جامعه ای کاری که حقیر توان درک آن را ندارد ولی به هر حال باید این بنیانها به چالش طلبیده شود تا ما به سمت جلو حرکت کنیم و نمی شود از روی وب آنهم تازه ناقص در باره ایده فضای رویدادی ها به همین زودی تصمیم گرفت و نظر داد ولی تا انجا می توان به این بحث ها امید وار بود امید داشت که جامعه را به سمت جلو می برند که رد پایی از ارگانهای به ظاهر دوستدار معماری ولی غرضمند نباشد . همچنان به عنوان 1 ناراضی از این جامعه که چرا اینقدر کوچک است و مهرهایی که من ایمان دارم خوب اند وارد میدان نمی شوند آدمهایی که می دانم مطمئنم این نوشته را می خوانند به راستی چرا جامعه ما اینقدر کوچک است ؟ و وارد این جامعه
نمی شوند ؟
مسئله سوم – همکارانی هستند که به ما لینک داده اند ولی ما به آنها لینک نداده ایم ببینید من اطلا وقت آن را ندارم که مدام لینک چک کنم و اگر دوستانی به ما لینک داده اند در حالی که ما به انها لینک نداده ایم به خدا قسم که قصد و عرضی نداشتیم ببینید معماری وشهر سازی پر مخاطب است و من هم از هر چه دارم برای کمک به دوستان همکارم استفاده میکنم و اگر لینک بعضی از دوستان داده اند و ما ندادایم مارا ببیخشند در اسرع وقت لنک می دهم ولی من هم حقی دارم و آن هم اینکه به من هم اطلاع بدهید ویا فکر میکنید برای من این مسائل مهم است که در همه جا لینک ما باشد نه به خدا که نه . در معماری وشهر سازی همیشه باز بوده و هست و خواهد بود شما ما را مطلع بکنید ما حتما لینک به شما می دهیم .
موفق باشید در پناه یزدان پاک
چو لطف بود که ناگاه رشحه قلمت حقوق خدمت ما عرضه کرد بر کرمت
بنوک خامه رقم کرده یی سلام مرا که کارحانه دوران مباد بی رقمت
نگویم از من بیدل بسهو کردی یاد که در حساب خرد سهو نیست بر قلمت
...
همیشه وقت تو ای عیسی صبا خوش باد که جان حافظ دلخسته زنده شد به دمت
به نام خدا
امروز این پروزه رو دیدم یاد گودال باغچه های معماری ایران افتادم یاد خانه های دزفول یادش به خیر

Danish Maritime Museum by Bjarke Ingels Group
The design surrounds an existing dry dock, cutting into its walls and bridging across it but otherwise leaving the dock space empty.

Bjarke Ingels Group was just announced the winner of the open competition
for the

Michael Sten Johnsen member of the competition jury: “BIG’s design distinguishes itself from the rest by being the far most thought through museum proposal - from the building itself, its architecture, to its functionality which quickly allowed the Jury Committee to come to a unanimous decision . . . like magic it allows the visible and the invisible to simultaneously coexist in an architectural duet.”

MARITIME MUSEUM
Our vision was to create a lively museum that through its exhibition programming and architecture could excite the random pedestrian who wanders by equally with as those who have made a pilgrimage from far and wide.
Bjarke Ingels: “Our work as architects is often to realize other’s visions but it is not always easy to build a bridge between vision and reality.
“Our neighbour was none less than Prince Hamlet’s Castle, with its fortifications, masonry, and tower skyline is one of
“We considered it architectural suicide to fill the dry dock with program and therefore decided to empty the dry dock and wrap it with the museum, making it the centrepiece of the exhibition. Instead of drowning the dry dock with galleries we would leave it open. A new kind of urban space – open for new ideas and life. An underwater oasis whose attraction would be its emptiness. As a response to Hamlet’s famous question: to be or not to be? We chose the latter.”
The museum is placed around the dry dock and not within. This allows the preservation of the dry dock as an entirely empty space. A series of bridges span the dry dock providing visitors with short-cuts to other portions of the museum. One bridge in particular also serves to navigate visitors to the entrance. An auditorium also serves as a bridge providing access from
The arrival to the museum is through a descending set of ramps which enter both the dry dock and the world of the sea-fairer. The museum will (like a Siren’s song) attract the passer-by deeper and deeper into the long and noble history of Danish Maritime in its galleries, finally standing in the dry dock with view of the heavens skies.
The solution seeks through minimal means to create maximum functionality and architectural resonance., The dry dock is made accessible to outdoor activities, exhibitions and events that allows the
David Zahle, BIG Associate Partner: “When one designs adjacent to one of
EXHIBITION
The exhibition areas will not only house the exhibitions held at the current museum but also create the possibility of interactive exhibition designs and entirely new concepts. Potential exhibition design may include ship simulators, an interactive map of the seven seas and time lapse photography of how container ships are built.
The proposal provides the
David Zahle, BIG Associate Partner:
“Our intention has always been to create a very specific museum that is entirely dependent on its location and its unique exhibition opportunities. On the one side it answers the universal need for flexibility that allows for exhibitions that will mature over time.”
A unanimous Jury Committee chose BIG’s proposal even though it did not adhere to the competition brief. The proposal’s unexpected solution that opened the possibility to entirely unanticipated functionality and exhibition opportunities - a below grade museum that is both flexible and incorporates dramatic day-lighting.
Maritime Museum Jury Commission:
”Throughout this proposal demonstrates a better understanding of the museum’s needs and should be seen as a gift to the Kronborg Castle, Helsingor, and sea-fairers everywhere. The proposal understands its surroundings and creates a
اکبر دلداده (دبی)- برگرفته از تارنمای رادیو فردا

شیخ محمد حاکم دبی و نخست وزیر امارات متحده عربی می گوید که : آیندگان به تاریخی که ما برایشان می سازیم افتخار خواهند کرد
ساختمان های دبی لوبیای سحر آمیز را به یاد می آورند و به طور ناگهانی و با سرعت در آسمان سبز می شوند.
ساختمان سازان این شهر که هر روز کلنگ یک آسمان خراش جدید را به زمین می زنند این بار تصمیم گرفته اند بزرگترین ساختمان بتونی و شیشه ای دنیا را که قرار است به شکل یک مرد عرب با کندوره «لباس عربی» باشد بسازند.
این ساختمان «۱۴۰متری که برج العربی نام دارد ۵۰۰میلیون درهم هزینه در بر خواهد داشت و در کنار جزیره ای به شکل ipod وجزیره ای به شکل نقشه جهان و بزرگترین هتل زیردریائی دنیا وهمچنین بلندترین برج دنیا ((برج دبی)) مجموعه ای شگفت انگیز را در امارات متحده عربی به وجود خواهد آورد.
کشوری که تا ۳۰سال پیش چیزی به جز شنزار نبود اینبار به گفته شیخ محمد حاکم دبی «در پی ساختن تاریخی پر افتخار برای آیندگانش است». اما خیلی ها بر این باورند که ساختمان های دبی دارای شخصیت لازم نیستند و اینجا ویترینی بزرگ است که کلکسیونی از بهترین های هرچیز را از سراسر جهان در آن گردآورده اند و آن را به نمایش گذاشته اند.
در جریان الگوبرداری از نمونههای غربی و در فرایند رشد شتابان شهردبی ارزشهای معماری رنگ باحته است. امکان خلق آثار معماری در این شهر واقعا زیاد است. با توجه به حمایتهای مالی دولت و همچنین فضای کافی و زمین های خالی فقط کافی است که طرح مناسبی به شهرداری ارائه شود تا جواز ساخت بگیرد
جیمز ترافورد دستیار معمار برج العربی
البته رشد بی سابقه دبی در چند سال اخیر و تبدیل بیابان بی آب و علف به این ویترین زیبا هم کار کمی نیست و باید قبول کرد که مدیریت صحیح در پشت صحنه وجود داشته است . اما در ادامه باید دید و نتیجه گیری کرد که این روند به کجا ختم می شود در شهری که هر کاری برای مهندسان و معماران امکان پذیر است باید دید پروژه بعدی چه خواهد بود و قرار است است آخرت چه چیزی را بسازند خدا می داند.
جیمز ترافورد دستیار معمار برج العربی در سخنرانی خود در موزه «خط سوم» می گوید : «در جریان الگوبرداری از نمونههای غربی و در فرایند رشد شتابان شهردبی ارزشهای معماری رنگ باحته است. امکان خلق آثار معماری در این شهر واقعا زیاد است. با توجه به حمایتهای مالی دولت و همچنین فضای کافی و زمین های خالی فقط کافی است که طرح مناسبی به شهرداری ارائه شود تا جواز ساخت بگیرد» .
او می افزاید :« بیتوجهی به طراحی فضاهای شهری با کیفیت معمارانه نه تنها شهر را به مجموعهای از ساختمانهای عجیب تبدیل کرده، بلکه انگیزههای لازم برای توجه معماران به اصول معماری درست را برای طراحی فضاهای شهر به شدت تنزل داده است».
انواع طرح ها و مدل های غربی در کنار نمادهای شرقی سر به آسمان می کشند و هیچ چیز هم جلودار آنها نیست. حمایت دولت با پرداخت وام های سنگین از یک سو و رشد بی سابقه جمعیتی که دبی را برای زنگی و کار انتخاب می کنند از سوی دیگربستر مناسبی را برای مجریان طرح های ساختمان سازی به وجود آورده است . هیچ کنترلی هم بر روند ابزایش جمعیت دبی وجود ندارد» .
حاکمیت الگوهای کپیبرداری شده غربی در اصول شهرسازی و معماری به گفته دیگر کارشناسان ناشی از ضعف شناخت کارشناسی نسبت به اصول معماری عربی و اسلامی است.
جیمز ترافورد می گوید :«شیخ محمد نخست وزیر امارات که به معمار اصلی دبی مشهوراست وشم بالای تجاری دارد توانسته است با اعمال قوانین ویژه ای موجب جذب سرمایه های بسیاری شود. اکثر این سرمایه ها نیز به پروژه های ساختمانی و عمرانی دبی راه یافته است.»
آقای ترافورد اضافه می کند:«شیخ محمد از طراحان غربی دعوت به کار می کند آنها هم با ورود به بازار کار کپی برداریهای ناشیانه از الگوهای معماری غربی را بر معماری شرقی ترجیح میدهند و از آنجا که ورود الگوهای معماری غربی به طور ناقص و بدون تلفیق یا حتی شناخت ارزشهای معماری متناسب با محل صورت میگیرد، جز افزایش بیهویتی سهم دیگری در طراحی فضاهای شهری از خود برجای نمیگذارد. »
جیمز ترافورد همچنین تجاری شدن هنر معماری را از بزرگترین آفتهای دوران حاضر در دنیا می داند و می افزاید: «وجوه هنر معماری به شدت تحت تاثیر سودای سرمایه و تجارت قرار گرفته است و این بزرگترین خسارتی است که نسل امروز در سایه غفلت مسئولان به معماری و حمایت از آن میپردازند. او در پایان می افزاید دبی به این دلیل بیهویت است که نطفه آن در تصمیمی که توسط قدرت و سرمایه ابلاغ میشود، بسته شده و خلاقیت و رعایت اصول شهرسازی در فضاسازی شهر، جایی ندارد».